<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>دل نوشت</title>
<description>دلنوشته های لحظه هایم منهای حرفهای آخرم!</description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/</link>
<language>en-us</language>
<generator>AftaBlog.com Blog System</generator>

<item>
<title></title>
<description>&amp;nbsp;مشغله های کاری دوری من و مشهد را دارد به هشششششششششششششششششت ماه می رساند. </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/2838/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/2838/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>با همه مشغولیات از شیراز بی خبر نیستم.می دانم که روزی آب به قله ها خواهد رسید حالا هر چقدر بعضی دست و پا بزنند صدها صفحه از خاطرات سالهای قبل رو به صورت یک رمان نوشتم.بعضی ها به شدت تشویقم می کنند به انتشارش چون از خیلی چیز ها خبر ندارند و بعضی هم به همان شدت نهی ام می کنند به دلیل دقیقا برعکس دلیل قبلی.خودم هم خیلی راضی نیستم چون دوست داشتم همه حرفهای دلم را بنویسم که خب در این صورت می ماند برای بعد خودم!   </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/2397/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/2397/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>شنیدن تهمت خیلی سخته از اون سخت تر شنیدن از طرف کسی هست که خودش صاحب اون فعل هست.برای این درد چاره ای جز داد زدن نیست ولی چه سود که نمی شود داد هم زد </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/2281/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/2281/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>امشب اعتکاف شروع می شود و من برای اولین بار به خاطر شغلم نمی تونم مهمان خدا باشم.البته امیدوارم این تنها دلیلش باشد.اعتکافهای من 3 دسته می شود.دسته اول با اعتکاف در مسجد وکیل شیراز شروع شد که محشر بود.و همین طور اعتکاف های تا قبل از 85 که واقعا دوست نداشتیم هیچ وقت مهمونی تموم بشه ولی میشد.مست و گیج بودن بعد از اعتکاف تا دو سه روز و بعد عادی شد همه چیزاعتکاف 86زجر آور ترین اعتکاف که نه جزر اور ترین لحظات زندگیدانستن چیزی های که نمی دانستی و لبخند های ظاهری .همه چیز بوی ریا بوی تهدید و بوی شک می داد افتضاح بوداعتکاف حرم امام رضا(ع)باز مرا به قبل از 85 برد.قابل توصیف نیست. فریاد درد های چند ساله اخیر.خالی شدن از همه بغض ها .شب آخر شب عید فطر عیدی امام رضا .دکتر محمد عزیز.جانباز و همرزم منشا درد هایم! عجب روزی بود اون روز آخر بهترین روز زندگی من!یادش بخیر!   </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/2211/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/2211/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>چهار سال مثل برق و باد گذشتچهار سال پیش همچین شبی برگی از&amp;nbsp; من ورق خورد  </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/1951/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/1951/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>دعای ماه رجب بوی تو می دهد چه بخواهم چه نخواهم </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/1864/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/1864/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>زخم زخم است حتی اگر دور باشد </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/1639/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/1639/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>هر چه بزرگتر می شوی مسخره بودن دنیا بیشتر برایت جلوه می کند</description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/1386/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/1386/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>عجب بوی بهار نارنجی می اید این روزها در شیرازبهار نارنج خیلی ارامم می کند </description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/1016/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/1016/</guid>
</item>

<item>
<title></title>
<description>و منافیقن و سست عنصر ها فقط تا جایی همراه حق می ماند که منافعشان به خطر نیوفتد!دیدم ارزش جواب دادن نداری پاکش کردم جوجو!&amp;nbsp;</description>
<link>http://delnevesht.irangolden.com/926/</link>
<guid>http://delnevesht.irangolden.com/926/</guid>
</item>

</channel>
</rss>