می گویند در توبه باز است .......................
و من همیشه دل خوشم به دری که همیشه باز است و ................
و نمی دانم از در باز رد شدم یا نه
همیشه نگرانم از اینکه از من فقط لبهایم را ببخشایی ..............
و نبخشایی دست هایم
و نبخشایی چشم هایم
و نبخشایی زبانم
و نبخشایی .............و نبخشایی و نبخشایی.................
دلم را
و این بود دغدغه ی شبانگاهی من که شاید بوی نجوا بگیرد
شاید......................